تعریف نور و روشنایی در فرهنگ لغات

تعریف نور و روشنایی در فرهنگ لغات

برای آشنایی بیشتر با این ناهمخوانی نخست باید چند واژه را به یاری فرهنگ نامه های شناخته شده بررسی نمود:

واژه نور؟

در فرهنگ معین 4836 و در فرهنگ دهخدا می نویسد: نور واژه ای عربی است – (روشنایی، فروغ).

واژه روشنایی؟

در فرهنگ معین و دهخدا می نویسد: (در برابر تاریکی).

واژه روشن؟

در فرهنگ معین برگ 1690 می نویسد: واژه ای پهلوی (روشان)- (تابناک، درخشان، منور و نورانی).

در اینجا باید گفت که گروهی ازکارشناسان زبان نیز بر این باورند که واژه عربی نور برگرفته از واژه خور پارسی است که از خورشید می آید.

واژه پردازش؟

در فرهنگ معین برگ 730 می نویسد: پردازش اسم مصدر از پرداختن – (گوینده، پردازنده، سازنده، تمام کننده).

در پارسی امروزه واژگان زیادی با پرداز یا پردازش کاربرد دارد مانن: داده پردازی، چهره پردازی، کارپردازی، نقش پردازی، خیال پردازی، خودپردازی، نورپردازی و ... که نام کننده ( اسم فاعل ) آنها داده پرداز، چهره پرداز، نقش پرداز، خیال پرداز، نور پرداز و ... است.

واژه نورپردازی برای نامگذاری کار تابانیدن نورهای رنگی که بیشتر برای آراستن و زیبایی بخشیدن پیرامون و آنچه در آن است چندان کاربردی ندارد.